مدیسامدیسا، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره

مانند ماه

پارک لویزان

مدیسا جون با خاله جون رفته بودیم پارک لویزان شما کلی با خرگوش بازی کردی           همش میخواستی خرگوشو بگیری ...
21 ارديبهشت 1393

یه عصر بهاری با بابا

یه روز با بابایی رفتید بیرون  خیابون گردی  چون شما از سه ماهگی عادت داری  بعدظهر ها هر روزبابابایی بری بیرون   وفتی برگشتی با یه کلاه  قشنگ که خودت انتخاب کرده بودی   قربون قشنگیهات پرنسس مامان     کلی من کیف کردم مامانی ...
21 ارديبهشت 1393

واکسن 4 ماهگی 18 خرداد 92

من وشما با خاله  جون فاطی رفتیم آخه من اصلا دل واکسن زدن شما رو ندارم     البته شما بسیار خانمی کردی فقط یه کوچولو نق زدی گل زیبام ...
21 ارديبهشت 1393

یه روز خیلی بد

ساعت 10 شب روز 5 خرداد شما سه ماه .هفده روز تون بود که من شما داشتیم با هم بازی میکردیم و من از شما فیلم میگرفتم یه دفعه بابایی اومد بلندت کنه که دستت بد صدا داد دنیا تو سرما خراب شد شما دادو فغان میزدی  بعد ما شما رو سریع با خاله جون بردیم بیمارستان .مامان خیییییییییییییییییییییلب بد بود فیلمشو برات نگه میدارم مامان جون ما رو ببخش تو رو خدا..   خدایا دخترم همه زندگیمه از تمام بدیها حفظش کن هنوزم وقتی یاد اون لحظه می افتم اشک تو چشمام میاد. مدیسا جونم دوست دارم ...
21 ارديبهشت 1393

واکسن دو ماهگی

مدیسا جان روز 18 فروردین شما گلم دو ماهه شدی وما موظف بودیم ببریمت درمانگاه واکسن بزنی ومن رسما از دلهره داشتم  دیوانه میشودم به هر حال ساعت 8صبح با عمه زری رفتیم واکسن مبارکتون را زدین .ضمنا 4کیلو و700 گرم وزن داشتی که بسیار عالی بود.     گلم وقتی پاهات درد میکرد ناله میکردی انگار تمام بند بندسلولهای بدن منو ریش ریش میکردن ضمنا اولین باری بود که پستونک میخوردی البته به زور ومدام تفتش میکردی بیرون قربونت برم   ...
10 تير 1392

سیزده بدر سال92

 نازنینم یکماه و بیست و پنج روزشه ،عاشقتم گلم  بهترین سیزده بدر در طول زندگی من وبابایی بود.با بودن شما دنیا زیباتر شده وکلی باخاله جون ودایی جون و...... حال کردی         ...
10 تير 1392

سال نو مبارک

سیب سرخم اولین بهار زندگیت مبارک امیدوارم زندگیت همیشه بهاری باشه.لبت همیشه خندان ودلی پر از شادی داشته باشی   .           ...
5 تير 1392

چهل روزگی 27 اسفند سال 91

مدیسا جان با خاله  جون بردیمت حمام و بعدش ناخنهای بلندت رو کوتاه کردیم و برات اسپند دود دادم عزیزم حسابی تمیزتر و نانازتر شدی و کلی برات آرزوهای خوب کردیم ( تندرستی و رهایی از شر بدیها ،‌موفقیت و عاقبت بخیری و ... ) ...
5 تير 1392

لحظات دلنشین بارداری

مدیسا جون ٢٥ خرداد١٣٩١ با تست بی بی چک متوجه وجود نازنینت شدیم لحظات سرشار از عشق وشادی چه زیبا بود با تو نفس کشیدن لحظات تکون خوردن وسکسکه کردنت هر ماه رابه عشق دیدنت میگذروندیم  نهایتا بهمن از راه رسید من دیگر تاب تحمل دوری دختر گلمو نداشتم
3 تير 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مانند ماه می باشد